پس در مورد اتاق مشترک ایران و آمریکا فکر میکنید چه زمانی برای راه اندازی آن مناسب است؟
بگذارید این پروژه مذاکرات با آمریکا برای حلوفصل
اختلافات جلو برود و بعد اقدام کنیم. چون ما میخواستیم کاری کنیم که
اینها کردند.
منظورتان مذاکره اولیه با آمریکا است؟
بله. ما میخواستیم برای مذاکره اولیه وارد شویم که
ببینیم مشکلات چیست. الان خودشان فهمیدهاند مشکلات چیست و با هم دیگر
نشستهاند و مذاکره کردهاند اما ما عجلهای نداریم.
پیشبینی میکنید چه زمانی این اتاق مشترک راهاندازی شود؟
۶ ماه دیگر. به نظرمن، اگر آقای نهاوندیان موافقت کند که
در خلال ماههای بهمن و اسفند که معادل قبل و خود ماه مارس سال ۲۰۱۴
میشود، این مذاکرات اولیه برای تاسیس شورا یا اتاق مشترک ایران و آمریکا
درست شود میتوان پیشبینی کرد که آن زمان این چنین اتاقی را راهاندازی
کنند.
این مدت ۶ ماه برای چیست؟
به دلیل اینکه آن اتفاقهایی که آنها گفتند رخ دهد. آقای
دکتر روحانی گفتهاند ۲ تا ۳ ماه طول میکشد که ما مشکلات خود را با همدیگر
حلوفصل کنیم.
شما خودتان تاکنون رابطه تجاری با آمریکا داشتهاید؟
فراوان. طی ۵۰ سالی که با تاجران این کشور رابطه داشتم،
به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان زیره و پسته به آمریکا بودم. ببینید
رابطه من با آمریکا از نظر تجاری از سال ۱۳۳۶ آغاز شد و ۵۰ سال با آنها
کار کردهام. البته ابتدا تا سال ۱۹۸۰ که جنگ با عراق شروع شد و سفارت
آمریکا از اینجا خارج و تحریم اولیه شروع شد با آنها کار کردم اما بعد
دچار وقفهای شد.
الان چطور؟
الان ۳ سال است که دیگر نمیتوانم با آنها کار کنم.
تحریمهای بانکی وجود دارد و نقلوانتقال پول ممنوع است و برای صادرات
پسته هم که سود بازرگانی ۳۴۰ درصدی گذاشتهاند که ما دیگر الان نمیتوانیم
با آنها کار کنیم. اما تا ۳ سال قبل هم با آنها کار میکردم.
البته طبق آمارهای گمرک ایران، الان هم برخی تاجران ایرانی با آمریکا رابطه تجاری دارند.
بله، رابطه تجاری داریم. واردات مواد غذایی مثل برنج،
دارو و لوازم بهداشتی و صدور موادغذایی مثل خرما و کشمش هم متقابلا آزاد
است. صدور پسته هم آزاد است اما اشاره کردم چون سود بازرگانی آن بالا است
ما نمیتوانیم این کار را انجام دهیم.
اشارهای به بحث تحریم داشتید. با اعلام اخبار جدید در مورد رفع تحریمها، در بحث تجارت ما در عمل چه گشایشهایی رخ داده است؟
هنوزبه آن معنا گشایشهایی اتفاق نیفتاده است. اولین
اتفاقهایی که رخ داده این است که تحریم بانکها و کشتیرانی ما را
برداشتهاند که البته با یک فاصله ۲ ماهه این تحریمها به صورت کامل
برداشته میشود. اخیرا هم شنیدم تحریم فروش دارو و مواد غذایی مربوط به
دارو و مکملهای دارویی هم برداشته شده است. ما آرام آرام میبینیم که
تحریمها کم رنگتر میشوند.
این موضوع در کار شما ملموس بوده است؟
در کار ما که نه اما در کار واردات چرا. در کار صادرات
هنوز ملموس نیست. اگر اولین تحریمهایی که مربوط به بانک مرکزی ما است
برداشته شود آن وقت کار ما سبک میشود. در واقع در نقلوانتقال پول و
حملونقل محصولات ما گشایشهایی حاصل خواهد شد. هماکنون حملونقل ما
هنوز هم اشکالاتی دارد.
یعنی برداشته شدن تحریم کشتیرانی چندان موثر نبوده است؟
الان به جز کشتیهای جمهوری اسلامی ایران، کشتیهای دیگری به بندرعباس نمیآیند.
حتی با اینکه برخی تحریمها برداشته شده است؟
هنوز برنداشتهاند. تحریم را برای ما برداشتند اما برای کشورهای دیگر که برنداشتند.
یعنی کشتیهای ایرانی میتوانند به آبهای کشورهای دیگر بروند اما کشتیهای خارجی نمیتوانند به آبهای ایران بیایند؟
بله. وضعیت همینطوری شده است. البته کشتیهای ایرانی هم هنوز به آبهای همه کشورها نمیتوانند بروند.
با کاهش تحریمها و پس از آن کاهش نرخ دلار برخی
میگویند که صادرکنندگان ما در حال متضرر شدن هستند. نظر شما به عنوان یک
صادرکننده چیست؟
نخیر. ما طالب ثبات نرخ ارز هستیم. بالا و پایین بودن این
نرخ مهم نیست. رئیس کل بانک مرکزی گفته که کف قیمت ۳ هزار تومان است که ما
میگوییم باشد، فقط شما این قیمت را برای ۳ ماه ثابت نگه دارید. ما این را
میخواهیم. وقتی نرخ ارز ثابت بماند صادرات ضرر نمیکند بلکه قیمتهای
داخلی هم پایین میآیند. پس ما ثبات میخواهیم تا بتوانیم برنامهریزی
کنیم. الان پیش پای شما یک تاجر هندی اینجا بود که میخواست برای ۶ ماه
پسته بخرد. من نمیدانم که ۶ ماه دیگر نرخ ارز چقدر است. برای همین ما
میگوییم که ثبات میخواهیم. برای ۶ ماه قیمت کف دلار ۳ هزار تومان باشد.
حتی اگر کف قیمت ۲۵۰۰ تومان هم شود شما متضرر نمیشوید؟
الان متضرر میشوم اما در دراز مدت نخیر. بالاخره ما
خودمان را هماهنگ میکنیم. الان برای کالاهایی که فرستادیم و درحال دریافت
پول آنها هستیم داریم ضررمیدهیم. اما بعدا را هماهنگ میکنیم. دلار ۲۵۰۰
تومانی برای صادرات هیچ مهم نیست اما برای تولید و واردات خطر مهمی است.
کالای مصرفی با دلار ارزان میآید و با ارزان شدن دلار ممکن است قاچاق
بیاورند که آن وقت مشکلات بیشتر میشود. آن وقت این قاچاق کالای وارداتی
ارزان جلوی تولید کشور را میگیرد. مثلا یک فنجان را با دلار ۲۵۰۰ تومانی
بتوانید وارد کنید معلوم است که دیگر نمیروید آن را تولید کنید. چون
کارگاه که نمیتواند نرخ تمام شده خود مثلا نرخ برق و انرژی (وقیمت نیروی کار) خود را پایین
بیاورد.
درواقع محصولات وارداتی ما قدرت رقابت بیشتری پیدا میکنند؟
مسلم است که این طور میشود و آن وقت تولید میخوابد.
خودتان فکر میکنید که کف قیمت دلار در بازار چقدر است؟
من بین ۳ هزار تا ۳۱۰۰ تومان را عدد مناسبی میدانم و با
عدد پایینتر از این رقم بازار قاچاق راه میافتد. دلار وقتی ۲۵۰۰ تومان
شود قاچاقچیان حرکت میکنند و اصلا مهلت نمیدهند.
البته درسالهای اخیر هم که نرخ دلار افزایش یافت طبق برآوردهای اعلام شده مسئولان، قاچاق افزایش یافته است.
در دوره نرخ ارز بالا قاچاق خیلی هم کم شد، بیانصافی
نکنید. وقتی دلار ۳۵۰۰ تومان شد دیگر قاچاق سقوط کرد. برای اینکه تولید
بالا رفت. طی سال گذشته تولید ما خیلی بالا رفت، چرا که نرخ ارز بالا رفته
بود. حالا که ارز پایین بیاید، آرام آرام تولید ما میخوابد، برای اینکه
قیمت داخلی حالتی را پیدا کرده که با واردات انطباق پیدا کرده است. وقتی
نرخ دلار پایین بیاید تولید داخلی ما نمیتواند با آن رقابت کند.(دلارارزان، صادرات اقتصاد دلاری را رونق میبخشد.) یخچالی که
شما تولید میکنید شاید الان مثلا ۱۰۰ تومان تولید آن هزینه داشته باشد
اما اگر نرخ دلار شما پایین بیاید دیگر با ۶۰ تومان هم میتوانید همان
یخچال را واردکنید. ما که نمیتوانیم به این زودی نرخ انرژی و دستمزد
نیروی کار خود را ارزان کنیم. ما میتوانیم نرخ آب و برق را پایین بیاوریم؟
معلوم است که نمیتوانیم. همه اینها دست دولت است. در مجموع با کاهش نرخ
دلار، کارخانهها متضرر میشوند و این خطر بزرگی است.
البته در سالهای گذشته هم که نرخ دلار کاهش نیافته بود میزان واردات ما چندین برابر شد.
البته آن موقع علت دیگری هم داشت و این بود که دلار ۱۲۰۰
تومانی میدادند و آنها میرفتند با دلار ۱۲۰۰ تومانی کارهای دیگری
میکردند و کالا وارد میکردند.
منظورتان از آنها کیست؟
حالا...
اخیرا یک سری مباحث هم در مورد خروج نظامیها از اقتصاد
ایران مطرح شده است که میخواهم نظر شما را در این مورد بدانم. به یاد دارم
که در نشستی در اتاق تهران شما گفته بودید اگر اجازه میدادند خودم با یک
چک نمایشگاه بینالمللی را میخریدم. این را میگویم که بپرسم فکر میکنید
کسانی مانند شما در اقتصاد ایران وجود دارند که بتوانند جایگزین نظامیها
در بخشهای مختلف اقتصادی شوند؟
آن حرف مورد اشاره شما را به نام من ثبت کردند اما من این
حرف را نزدم. من گفتم که اگر اجازه میدادند نمایشگاه را برای اتاق تهران
میخریدم. در آن جلسه رئیس وقت سازمان خصوصی سازی گفته بود که اتاق تهران
پول ندارد، شما این پول را از کجا میآورید؟ که من گفته بودم این پول را
جور میکنم. گفت چطوری؟ که من گفتم از جیب خودم میدهم، شر را بکنید. این
شوخی بود. یک شوخی که رسانهها آن را بزرگ کردند، وگرنه من این چنین پولی
ندارم.
هنگام خروج نظامیها از اقتصاد و حرکت آنها به سمت برخی
پروژههای بزرگ، نگاههای خیلی به این سمت است که آیا بخش خصوصی مثل شما
اصلا میتواند همان بنگاههای کوچکتر را بخرد؟
مثل من نه، اما خیلیها وجود دارند. من آدم کوچکی هستم
اما آدمهای بزرگ و سرمایهگذار در ایران وجود دارند که اینها میتوانند
با سیستمهای بانکی و کمکهای خودشان این بنگاهها را بخرند. اما من نه، من
آدم خیلی کوچکی هستم. من کاسب جزء هستم و اصلا تاجر نیستم اما افراد خیلی
زیادی را میشناسم که از پس آن برمیآیند.
شخص شما قدرت خرید نمایشگاه بینالمللی را دارید؟
هیچ وقت نداشتم و حالا هم ندارم. من قدرت خرید ۱۰۰ تن پسته را هم ندارم. (با خنده و احتمالا شوخی)
درمورد خروج نظامیها از اقتصاد ایران و تمرکز آنها بر روی برخی پروژههای بزرگ فکر میکنید این موضوع چطور امکانپذیر است؟
این درست است اما گاهی برخی هم میگویند شاید علت آن این بوده که تاکنون بخش خصوصی قوی نداشتیم.
این را دولتیها به شوخی میگویند. اصلا بخش دولتی از
همین بخش خصوصی توان میگیرد. پول بخش خصوصی است که به سیستم بانکی میرود و
بانکها هم اوراق قرضه میدهند (!) وپولش به وزارت نیرو میرسد که وزارت نیروهم باآن مثلا نیروگاهی میسازد. یا فکر میکنید یک پالایشگاه با چه پولی
ساخته میشود؟ پول را از سیستم بانکی دریافت میکند، وگرنه خودش که پولی
ندارد. این سیستم را دراختیارمن بخش خصوصی نمیگذارند ودراختیار دولت
میگذارند که این روش غلط است.
این دولتیها که میگویید منظورتان نظامیها هم است؟
حالا اسم نمیبرم. دولتی، دولتی است دیگر، حالا هرچه که میخواهد باشد.
نظامیها را هم دولتی میدانید؟
نخیر، نظامیها خصولتی یا شبهدولتی هستند. مثلا فرض کنید
بازنشستگی سپاه یا بازنشستگی ارتش یا بازنشستگی نیروهای مسلح اینها به
ظاهر بخش خصوصی هستند اما در باطن خصولتی هستند.